السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

402

تفسير الميزان ( فارسي )

حكمش جلوگيرى كند . و ثالثا : اينكه مخاطب در اين آيه انسان است اما نه از هر جهت ، بلكه از همين جهت كه انسان است ، پس مراد از اين كلمه جنس انسان است ، براى اينكه ربوبيت خداى تعالى عام است و شامل همه چيز و همه انسانها مىشود . * ( « فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِيَمِينِه » ) * كلمه « أما » همواره مطالب اجمالى را تفصيل مىدهد ، در اينجا اجمالى را تفصيل مىدهد كه از عبارت * ( « إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ » ) * استفاده مىشد ، و آن اين بود كه در اين ميان رجوع و بازخواستى از اعمال ، و حساب و جزايى هست ، آن گاه اين اجمال را تفصيل مىدهد و مىگويد : اما آنهايى كه در آن روز نامه اعمالشان را به دست راستشان مىدهند چنين و چنان مىشوند ، و منظور از كتاب ، نامه عمل است ، به دليل اينكه دنبالش مساله حساب را ذكر كرده ، و ما در سابق دادن كتاب به دست راست و يا به دست چپ را در سوره اسراء و سوره الحاقه معنا كرديم . * ( « فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً » ) * « حساب يسير » آن حسابى است كه در آن سهلانگارى شود نه سختگيرى . * ( « وَيَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِه مَسْرُوراً » ) * مراد از « اهل » أنيسهايى است كه خدا براى او در بهشت آماده كرده ، مانند حور و غلمان و غيره ، و اين معنا از سياق استفاده مىشود . ولى بعضى « 1 » گفته‌اند : مراد از آن ، عشيره مؤمن او هستند ، كه مانند او داخل بهشت شده‌اند . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : عموم مؤمنين بهشتى هستند ، هر چند كه عشيره و خويشاوند او نباشند ، چون مؤمنين همه با هم برادرند . ولى اين دو قول خالى از بعد نيست . * ( « وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَه وَراءَ ظَهْرِه » ) * كلمه « وراء » ظرف است ، و اگر منصوب شده بخاطر اين بوده كه حرف جرى كه بر سر آن بايد باشد حذف شده ، چون تقدير آن « من وراء » بوده ، و بعيد نيست كه اگر نامه عملشان از پشت سرشان داده مىشود به خاطر اين است كه در آن روز صورتشان به عقب بر مىگردد ، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده :

--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 80 .